محمد مهدى ملايرى
116
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
يا محيى الشرف اللّباب مجدّد الملك الخراب * و معيدركن الدين فينا ثابتا بعد اضطراب فتّ الملوك مبرّزا فوت المبرّز فى الحلاب * اسعد بنوروز جمعت الشكر فيه الى الثواب قدّمت فى تأخيره ما اخروه من الصواب و همچنين در اشاره به مقام ثابت اين نوروز و رهايى آن از سرگردانى خطاب به معتضد گفت : يوم نيروزك يوم واحد لا يتاخّر * من حزيران يوافى ابدا فى احد عشر يعنى روز نوروز تو روز يگانهاى است كه باز پس نمىرود و همواره به يازدهم حزيران مىافتد . و اما اشتباهى كه بيرونى به اين محاسبان نسبت مىدهد بر اين پايه است كه آنها نمىبايستى آغاز تعطيل كبيسه را از سال مرگ يزدگرد حساب مىكردهاند . زيرا به عقيدهء وى آخرين كبيسهاى كه در ايران به عمل آمده تقريبا هفتاد سال پيش از مرگ يزدگرد بوده و آنها مىبايستى سالهاى كبيسه نشده را از آن تاريخ حساب مىكردهاند و با آن ترتيب نوروز هفتاد و هفت روز به عقب مىافتاده و در 28 حزيران واقع مىشده نه شصت روز و يازدهم حزيران . « 1 » بههرحال كارى كه در زمان معتضد انجام يافت اين فايدهء بزرگ را داشت كه نوروز را در يكجا ثابت نمود و از گردش آن جلوگيرى كرد و خراجگزاران را از زيان و آسيبى كه از اين راه مىديدند آسوده ساخت . و اين امر بدينگونه صورت گرفت كه به جاى كبيسه يك ماه در هر يكصد و بيست سال كه از مختصات سال ايرانى بود كبيسهء يك روز در هر چهار سال را كه كبيسهء رومى بود برگزيدند و نوروز را با ماه رومى تطبيق كردند تا هر وقت روميان سال
--> ( 1 ) . آنچه در اينجا به اجمال گفته شد تفصيل آن را در الآثار الباقية بيرونى ، ص 32 و 33 و دربارهء هنگام آخرين كبيسه در ايران ساسانى هم در كتاب گاهشمارى در ايران قديم ( ص 22 به بعد ) از استاد فقيد سيد حسن تقىزاده خواهيد يافت .